1. ابن رشد: شرح متوسط اخلاق ارسطو (طليطله 1240؛ نه 1260).
2. ابن رشد: شرح متوسط خطابه (؟) و شعر ارسطو (1256).
3. منتخبات اسكندر افروديسي از اخلاق (1243 ـ 1244).
4. فارابي: شرح خطابه.
او مزامير را هم به زبان كاستيلي ترجمه كرد. اين ترجمه از روي وولگات، ولي با مراجعه به متن عبري صورت گرفت؛ و نخستين كوشش براي ترجمهٴ كتاب مقدس از زبان عبري به يكي از زبانهاي محلي بود؛ بسياري ديگر با اهميت بيشتري در سدههاي چهاردهم وپانزدهم، آن را دنبال كردند.
¿ يادداشت اينجانب دربارهٴ موسي آراگِل (نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم).
موسي پالرمويي1
مترجم آثار طبي عربي به لاتيني، از يهوديان سيسيل. در 1277، شارل آنژو (شاه ناپل و سيسيل از 1266 تا 1282)، كه سنت علمي سلسلهٴ هوهنشتافن را دنبال ميكرد، به وي فرمان داد به بررسي كتابهاي لاتيني ترجمهشده از زبانهاي خارجي و اصلاح و تهذيب آنها بپردازد. موسي يك رسالهٴ منحول بقراطي را در باب فن دامپزشكي ترجمه كرد.
فرج بن سليم2
پزشك و مترجم عربي به لاتيني از يهوديان سيسيلي، شارل آنژو او را به ترجمهٴ آثار طبي مأمور كرد و او به صورت يكي از بزرگترين مترجمان عصر خويش، درآمد.
مهمترين ترجمهاش كتاب الحاوي رازي (نيمهٴ دوم سدهٴ نهم) بود، كه آن را همراه با واژهنامهاي در 1279، به پايان رساند.
حاوي، بزرگترين دايرةالمعارف طبي يونان و عربي، و بسيار مفصلتر از قانون ابن سينا بود. تأخير زياد در ترجمهٴ آن شايد به خاطر همين مفصل بودن آن بود. دربارهٴ اهميت اين ترجمه هيچ جاي گزاف نيست.
ساير ترجمههايش عبارت است از:
2. كتاب منحول جالينوسي خواصالاٴدوية، از روي ترجمهٴ عربي حنين بن اسحاق؛ متن يوناني گم شده است.
3. ابن جَزْله (نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم): تقويمالاٴبدان (حدود 1280).
4. ماسويه سوم (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم؟): رسالهٴ جراحي (اگر واقعاً از عربي ترجمه شده باشد).